Google+
لیدی امیلی
1230
پخش بعدی:
«امیلی فاکس سیتون» با شرایط جدیدی که برایش پیش آمده در آستانه‌ی فقر قرار دارد بنابراین چاره‌ای ندارد جز اینکه پیشنهاد ازدواج شخص ثروتمندی به نام «لرد والدرهرست» را قبول کند. او به امنیت و حمایت نیاز د بیشتر ببینید...

«امیلی فاکس سیتون» با شرایط جدیدی که برایش پیش آمده در آستانه‌ی فقر قرار دارد بنابراین چاره‌ای ندارد جز اینکه پیشنهاد ازدواج شخص ثروتمندی به نام «لرد والدرهرست» را قبول کند. او به امنیت و حمایت نیاز دارد و لرد «والدرهرست» به یک وارث. بنابراین آن‌ها با یکدیگر یک معامله‌ی واقع‌گرایانه انجام می‌دهند. برای امیلی سخت است که در املاک محصور شده‌ی «والدرهرست» به نام «پالستری» زندگی کند. اما درست هنگامی که او کم‌کم عاشق شوهر جدیدش می‌شود، لرد اعلام می‌کند می‌خواهد آنجا را ترک کند و به هندوستان برود و به این ترتیب امیلی هم تنها می‌ماند. اما وقتی که «الک آزبورن»، عموزاده‌ی «والدرهرست» با همسر اشرافی خودش به نام «هستر» به آنجا می‌آیند، «امیلی» از صمیم قلب هیجان‌زده و خوشحال است. امیلی متوجه شده «الک»، «پالستری» را بهتر از او می شناسد و تا وقتی «والدرهرست» فرزندی نداشته باشد به عنوان وارث املاک و ثروت او شناخته می‌شود. اما در ادامه مشکلات آغاز می‌شود. «آلک» به بیماری مالاریا مبتلا شده و وقتی که هستر برای او پرستار می‌آورد، کارکنان با او دشمن می‌شوند.  در این میان امیلی پیش‌داوری و تعصب‌هایش را کنار می‌گذارد اما به «آزبورن»ها نمی‌گوید حامله است. او متوجه شده به طرز فزاینده‌ای از «آلک» ترس دارد و نگران است او به هستر آسیب بزند. اما در نهایت جرات ندارد آنها را ترک کند، حتا هنگامی که هستر می‌گوید پولی برایش باقی نمانده. پس از اتفاق غم‌انگیزی که در خانه می‌افتد، پیش‌خدمت‌ها وحشت می‌کنند و خانه را ترک می‌کنند. امیلی با «آزبورن»ها تنها مانده و به دلیل حاملگی و اینکه به شدت زیر کنترل آن خانواده است، شرایط بسیار شکننده‌ای دارد. او به‌تدریج نگران زندگی‌اش می‌شود. آیا «والدرهرست» به موقع برای نجات او خواهد آمد؟

«امیلی فاکس سیتون» با شرایط جدیدی که برایش پیش آمده در آستانه‌ی فقر قرار دارد بنابراین چاره‌ای ندارد جز اینکه پیشنهاد ازدواج شخص ثروتمندی به نام «لرد والدرهرست» را قبول کند. او به امنیت و حمایت نیاز دارد و لرد «والدرهرست» به یک وارث. بنابراین آن‌ها با یکدیگر یک معامله‌ی واقع‌گرایانه انجام می‌دهند. برای امیلی سخت است که در املاک محصور شده‌ی «والدرهرست» به نام «پالستری» زندگی کند. اما درست هنگامی که او کم‌کم عاشق شوهر جدیدش می‌شود، لرد اعلام می‌کند می‌خواهد آنجا را ترک کند و به هندوستان برود و به این ترتیب امیلی هم تنها می‌ماند. اما وقتی که «الک آزبورن»، عموزاده‌ی «والدرهرست» با همسر اشرافی خودش به نام «هستر» به آنجا می‌آیند، «امیلی» از صمیم قلب هیجان‌زده و خوشحال است. امیلی متوجه شده «الک»، «پالستری» را بهتر از او می شناسد و تا وقتی «والدرهرست» فرزندی نداشته باشد به عنوان وارث املاک و ثروت او شناخته می‌شود. اما در ادامه مشکلات آغاز می‌شود. «آلک» به بیماری مالاریا مبتلا شده و وقتی که هستر برای او پرستار می‌آورد، کارکنان با او دشمن می‌شوند.  در این میان امیلی پیش‌داوری و تعصب‌هایش را کنار می‌گذارد اما به «آزبورن»ها نمی‌گوید حامله است. او متوجه شده به طرز فزاینده‌ای از «آلک» ترس دارد و نگران است او به هستر آسیب بزند. اما در نهایت جرات ندارد آنها را ترک کند، حتا هنگامی که هستر می‌گوید پولی برایش باقی نمانده. پس از اتفاق غم‌انگیزی که در خانه می‌افتد، پیش‌خدمت‌ها وحشت می‌کنند و خانه را ترک می‌کنند. امیلی با «آزبورن»ها تنها مانده و به دلیل حاملگی و اینکه به شدت زیر کنترل آن خانواده است، شرایط بسیار شکننده‌ای دارد. او به‌تدریج نگران زندگی‌اش می‌شود. آیا «والدرهرست» به موقع برای نجات او خواهد آمد؟

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE