Google+
13938

آقای دکتر - قسمت ۱۰

هیو که برای شروع کار تازه‌اش در سیدنی مصمم است، برای جلو انداختن زایمان هریت با تزریق آمپول فشار موافقت می‌کند تا زودتر بتوانند وای‌هوپ را ترک کنند. هیو تزریق را انجام می‌دهد، ولی بعد همراه پنی برای یک حادثه‌ی اورژانس فراخوانده می‌شود. یک کامیون دام چپ کرده و آن‌ها برای نجات جان راننده به محل پرواز می‌کنند. در همین حال درد زایمان هریت هم شروع می‌شود و بتی و کن مجبورند به او برای به دنیا آوردن بچه کمک کنند. 
در عین حال نظر مریل هم در مورد نقشه‌ی آژاکس برای تغییر کاربری مزرعه به قبرستان عوض شده است. مریل که تازه متوجه واقعیت ماجرا شده، حاضر نیست عبور مداوم نعش‌کش‌ها از جلوی خانه‌اش را تحمل کند. ولی هیچ چیز جلودار آژاکس نیست که مصمم به پیشبرد برنامه‌اش است.    
پنی و رالف همچنان همدیگر را می‌بینند، ولی وقتی بر اثر حادثه‌ای پای همسر سابق رالف هم به ماجرا باز می‌شود، اوضاع پیچیده‌تر می‌شود. هنگامی که برای رسیدگی به وضع راننده‌ی چپ کرده تنها هستند، پنی و هیو گفتگوی صادقانه‌ای با هم دارند. هیو می‌خواهد بداند چطور پنی می‌تواند با زندگی خانوادگی آشفته‌ی رالف کنار بیاید ولی با مال او نمی‌تواند. در نهایت پنی با اولتیماتومی از او جدا می شود: او می‌تواند با هیو باشد ولی فقط به شرطی که هیو برای همیشه در وای‌هوپ بماند و زندگی در سیدنی را فراموش کند. هیو هم متوجه می‌شود که قادر نیست چنین قولی به پنی بدهد، چرا که رفتن از وای‌هوپ به سیدنی همیشه جز برنامه‌اش بوده است. ولی هیو خیلی زود متوجه می‌شود که هیچ چیز قرار نیست مطابق برنامه پیش رود، هنگامی که هریت بی‌خبر استرالیا را ترک می‌کند و هیو را به همراه دختر نوزادش ترک می‌کند.   

 

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE