Google+
13335

دوست نابغه من - پول

(النا) و (لیلا) لذت مطالعه کردن را کشف کردند و تصمیم گرفتند در آینده نویسنده شوند. اما خانواده های آن دو، فقیر و بی سواد بودند و علاقه ای به ادامه تحصیل آنها نداشتند. پس از جر و بحث های فراوان با والدین شان، (النا) توانست رضایت والدینش را جلب کرده و وارد دبیرستان شود، اما (لیلا) مجبور به ترک تحصیل شد.  

(النا) و (لیلا) با پولی که از (دون آكیله) گرفته بودند، کتاب رمان (زنان کوچک) را خریدند. او این پول را به جبران خراب کردن عروسک ها به آنها داده بود. آنها عاشق کتاب شدند و به دفعات آن را خواندند. سپس تصمیم گرفتند در بزرگسالی، کتابی مشترک بنویسند. البته این رویایی بود که خیلی زود نقش بر آب شد. همانطور که گفته شد والدین شان علاقه ای به ادامه تحصیل آنها نداشتند. آنها دختر بودند، و همچنین اوضاع مالی خوبی نداشتند. پس باید ترک تحصیل میکردند. هیچ کدام از دخترها زیر بار این تصمیم نرفتند. اما در حالیکه (النا) توانست موافقت والدینش را به دست آورد، (لیلا) که فقیرتر از او بود، ناکام ماند. در این زمان، این دختر کوچولو تصمیم گرفت داستان خودش را بنویسد. و این کار چیزی فراتر از اثبات این موضوع بود که او تا چه اندازه باهوش بوده اما نتوانسته رضایت خانواده اش را جلب کند. در این حین، همه چیز در محله شروع به تغییر کرد. (دون آكیله) به قتل رسیده بود.

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE