Google+
13450

دوست نابغه من - کفش ها

​در حالی که (النا) تصمیم میگیرد رابطه اش را با (گینو) تمام کند، (لیلا) به همراه برادرش، کفشی مدل جدید و کاملا مدرن طراحی میکند. اما پدرش چندان علاقه و اعتمادی به کار او نشان نمیدهد. (مارچلو) که هنوز عاشق اوست، تصمیم میگیرد نخست اعتماد برادرش (رینو) و بعد پدرش ( فرناندو چیرولو) را به دست آورده و در نهایت از (لیلا) خواستگاری کند.
 هنگامی که (النا) پی برد در کنار (گینو) خوشحال نیست و تصمیم گرفت او را ترک کند، (لیلا) با ابراز علاقه بی پرده (مارچلو سولارا) مواجه شد، او رفتارهای مسخره و گستاخانه قبلی اش را کنار گذاشته بود. اما (لیلا) بی تامل او را رد کرد زیرا نمیخواست با چنین پسر خشنی رابطه داشته باشد. علاوه بر این او دل مشغولی دیگری داشت: او با برادرش (رینو) مشغول طراحی کفشی مدل جدید و کاملا مدرن بود. البته پدرش چندان رغبتی به این مدل کفش ها نشان نمی داد.
اما (مارچلو) دست بردار نبود، یکبار که (رینو) بر سر مسایل بی اهمیت در وسط محله (ناپل) درگیر شد، (مارچلو) با کمک کردن به او توانست اعتمادش را جلب کند و به خانه (چیرولو)ها پا بگذارد. او در ظاهر اشتیاق فراوانی نسبت به کفش های (لیلا) نشان داد و سرانجام از (فرناندو) دخترش را خواستگاری کرد.

(النا) غمگین است زیرا نمیتواند به دوستش کمکی بکند. او مجبور است طبق پیشنهاد معلم دبستان اش به جزیره (ایسکیا) برود. اما (لیلا) از دست او ناراحت نیست و برایش اوقات خوشی را آرزو میکند.​​

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE