Google+
13486

دوست نابغه من - جزیره

(النا) در جزیره (ایسکیا) به طور اتفاقی خانواده (ساراتوره) را میبیند و به تدریج به پسرشان (نینو) نزدیک میشود. او قصد دارد روزی در ساحل از روی عشق او را ببوسد. اما روز تولد پانزده سالگی اش، پدر (نینو) یعنی (دوناتو ساراتوره) او را به دام می اندازد و از روی شهوت وی را میبوسد. (النا) رنجیده خاطر و وحشت زده از جزیره فراری میشود.(النا) در مهمانی (نلا) یکی از عموزاده های معلم دوران دبستان اش خانم (اولیویا)، بر حسب اتفاق با خانواده (ساراتوره) ملاقات میکند. آنها تعطیلات تابستانی شان را در جزیره سپری میکردند. گشت و گذار با (نینو)، احساسات جدیدی را در (النا) برمی انگیزد. گرچه (نینو) مدام در حال رفت و آمد به جزیره بود و سعی داشت تا جای ممکن از پدرش دور بماند و با او رابطه خوبی نداشت.


(النا) با خانواده (نینو) نیز آشنا میشود: (دوناتو) خوش برخورد و جذاب، (لیدیا) که کاملا از شوهرش ناامید بود و (ماریسا) خواهر (نینو) که عاشق پدرش است. اما (نینو) کاملا با آنها فرق دارد، او کم حرف و حتی گاهی خشن است. (النا) تلاش میکند تا جای ممکن اوقات را کنار او بگذراند و بالاخره یک شب در ساحل عاشقانه یکدیگر را میبوسند.

اما هنگامی که (لیلا) برایش نامه مینویسد و از میگوید که ( مارچلو سولارا) با ابراز علاقه اش باعث دردسر او شده، (النا) تصمیم میگیرد هر چه سریع تر به خانه بازگردد. در مهمانی تولد پانزده سالگی اش، (دوناتو ساراتوره) از او میخواهد کمی بیشتر کنارشان بماند. اما همان شب او را به دام انداخته و با بوسه و نوازش های خشن آزارش میدهد. صبح روز بعد، (النا) به سرعت جزیره را ترک میکند.

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE