Google+
13306

خانواده لیاژی‎ - قسمت ۱

اما )و (میکول پاگنوتا )به تنهایی در (رم )زندگی میکنند، چرا که (آگوستینو )که پدر خانواده و ناخدا سوم نیروی دریایی (ایتالیا )است، عموما برای ماموریت به سفر میرود .وقتی (آگوستینو )پست جدیدی را در آکادمی نیروی دریایی (لیورنو )قبول میکند، اوضاع به کلی دگرگون میشود( .اما )از این موضوع برآشفته میشود :این اتفاق برای (اما)، به معنای بازگشتی غیرمنتظره به زادگاه و محل زندگی پدرش، یعنی (جیان پدرو لیاجی )است
  سال پیش که وقتی (میکول )را باردار بود و از خانه فرار کرد، هیچ ارتباطی با پدرش نداشت .در واقع  (اما )از (اما )نگران است که شاید پدرش به نوعی روی این تصمیم (آگوستینو )تاثیر گذاشته باشد(16 .میکول )هم زیاد از این خبر خوشحال نیست :او نمیخواهد (رم )یا (فدریکو )را ترک کند .ولی متاسفانه انتخاب دیگری ندارد. در واکنش به این موضوع، (میکول )قبل از ترک (رم) برای اولین بار با (فدریکو )هم بستر میشود
همه اعضای خانواده، هفته های ابتدایی زندگی در (لیورنو )را به هماهنگ شدن با شرایط جدید و شروعی دوباره، میگذرانند .مهمتر از همه، این موضوع در مورد (میکول )صدق میکند که علائم و هشدارهای بدنش که بیانگر بارداری اش بود را نادیده گرفت و تا زمانی که در کلاس و جلوی همکلاسی های جدیدش، از هوش رفت، متوجه بارداری خود نشد

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE