Google+
13350

خانواده لیاژی‎ - قسمت ۲

آزمایش در بخش اورژانس، بارداری (میکول )را تایید میکند .پزشک (میکول )که نتوانسته بود با والدین وی ارتباط برقرار کند، به ناچار به پدربزرگش اطلاع میدهد .پدربزرگ او کسی نبود جز آقای (لیاجی )مشهور، که (میکول )او را برای اولین بار در این شرایط سخت ملاقات میکرد( .میکول )که ناراحت بود، قول میدهد که ماجرا را با مادرش در میان بگذارد، ولی اول به (رم )میرود تا با (فدریکو )صحبت کند.
اما وقتی به (رم )میرسد، متوجه میشود که دختر دیگری در زندگی (فدریکو )است و با ناراحتی به (لیورنو )باز میگردد .سپس به جشن شبانه ای در ساحل میرود و آنجا، همکلاسی و همسایه شان در مجتمع مسکونی آکادمی نیروی دریایی، یعنی (والریا)ی خودشیفته و حسود را میبیند و سپس با پسری ناشنوا، مرموز و در عین حال همدل به نام (ایوان )آشنا میشود که دست بر قضا، در همان دبیرستان درس میخواند .وقتی (میکول )بطور اتفاقی به دریا می افتد، (ایوان )او را نجات میدهد. 
 ساله، دوباره پدرش را ملاقات میکند( .اما )همین جا، و در حضور (جیان پدرو )و همسرش (ناتالیا)، متوجه 16دوره بارداری (میکول )میشود .این همان اتفاقی بود که برای (اما )نیز افتاده بود، البته با یک تفاوت :بارداری (میکول)، در هفته سیزدهم است و مهلت سقط جنین به صورت قانونی گذشته است .این اتفاق یک ضربه دراماتیک بزرگ است . (آگوستینو )این موضوع رو نمیداند، حتی فکرش را هم نمیکند( .آگوستینو )چه واکنشی نشان خواهد داد؟ در پس این تکرار مکررات، چه رازی نهفته است؟ 

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE