Google+
13373

خانواده لیاژی‎ - قسمت ۳

(میکول )آشفته است، چرا که بچه را نمیخواهد( .اما )و (آگوستینو )باید با بارداری (میکول )و مشکلات رابطه (پرده )از این  ،) خودشان کنار بیایند؛ مشکلاتی که تا حال، خوشان را نشان نداده بودند، ولی خبر بارداری (میکول مشکلات نیز برداشت .به همین دلیل، (اما )دوباره با (جورجیو )قرار میگذارد که حسادت (آگوستینو )را نیز بر می انگیزد.
در اولین معاینه، به (میکول )گفته میشود که جنین اش، مبتلا به بیماری (مهرهشکاف )است .این یک بیماری جدی بوده که از لحاظ قانونی او را قادر میسازد که بچه را سقط کند( .میکول )جوان نفس راحتی میکشد ولی در عین حال احساس ترس و ناراحتی به سراغش می آید.
درست در زمان سقط جنین (اما) به شک می افتد.او متوجه می شود که پزشک این بیماری را به دروغ اعلام کرده ، 
و مدارک پزشکی را نیز جعل کرده است .اینکار را (جیان پدرو )انجام داده بود چرا که میخواست قانون را دور زده و راهی برای سقط جنین (میکول )بیابد .این موضوع برای (اما )مهر تاییدی بر غیرقابل اعتماد بودن پدرش بود و اعتماد بین (آگوستینو )و (جیان پدرو )را نیز از بین برد( :آگوستینو )تنها نفری بود که از بیماری پارکینسون (جیان  . (میکول )متوجه میشود که از اینکه جنین سالم است، خوشحال شده ، پدرو )اطلاع داشت 
وقتی افراد مختلف در مدرسه، از بارداری (میکول )مطلع میشوند، او از پدربزرگش کمک میخواهد .به همین دلیل، (اما )درخواست (میکول )برای صلح با خانواده اش را میپذیرد و سمت مدیریت بنیاد (لیاجی )را قبول میکند.
(اما )نمیداند که هولدینگ (لیاجی )مشکلات مالی و قانونی فراوانی دارد و برای همین موضوع، پدرش نقشه هایی کشیده که (اما )نیز در این نقشه ها حضور دارد.
(اما )کودکی آسانی نداشت .او در سن هشت سالگی مادرش را از دست داد و از همان زمان اعتیاد و خوردن مشروبات و دروغ گفتن به مردم را شروع کرده بود .او از خانه فرار کرد و بعد از آنکه عاشق (آگوستینو پاگنوتا )شد که در آن زمان دانشجوی افسری بود، برای مدتی با (جورجیو )هم ملاقات میکرد .یک نامه ناشناس، پرده از این راز  تن از آن با خبر بودند .در این نامه اشاره شده است 3قدیمی برمیدارد و موضوعاتی را آشکار میکند که فقط همین که احتمالا (جورجیو )پدر واقعی (میکول )است.

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE