Google+
13409

خانواده لیاژی - قسمت ۴

این موضوع که (آگوستینو )پدر واقعی (میکول )نیست، خیلی سریع تاثیرگذار میشود .خود (میکول )هم این موضوع را میفهمد .این موضوع فروپاشی ازدواج (اما )و (آگوستینو )را کلید میزند .آنها که گرفتار مشکلات خود شده اند، (میکول )و چالش ها و مشکلاتی که او در پذیرش بارداری اش با آنان دست به گریبان است را فراموش میکنند .تنها همکلاسی (میکول )یعنی (ایوان)، که او هم از خانواده عجیبی بوده که درگیر مواد مخدر است، روابطش با (میکول ) را حفظ میکند و در نتیجه خاطرات (فدریکو)، کم کم از یاد (میکول )میرود.
در همین حال، (اما )به مرور درگیر کارهای بنیاد (لیاجی )میشود .این بنیاد را مادر (اما)، که نام او هم (میکول )بود، پایه گذاری کرده بود .این بنیاد کارهای انسان دوستانه انجام میداده و پس از حادثه انفجار هسته ای (چرنوبیل)، در صف اول کمک حضور داشت.
 مادر (اما) در سن ۳۸ سالگی به خاطر سرطان شدید خون مرد.
این بنیاد احیا میشود و با کمک مقامات محلی به پناهگاهی برای مجرمین زیر سن قانونی تبدیل میشود که دادگاه نوجوانان تعیین کرده( .اما )تمام تلاشش را میکند تا مخصوصا به (ایوان )که خانواده اش برای فروش مواد مخدر از او استفاده میکردند و نهایتا به همراه (میکول )دستگیر شده بود، کمک کند( .اما )موفق میشود به کمک خدمات اجتماعی، (ایوان )را وارد این بنیاد کند .این موضوع حمایت (جیان پدرو )را در بر دارد .او میخواهد که بنیاد (لیاجی ) ماموریت های رسمی انجام دهد تا پول شویی هایی که در حساب های شخصی وی در بانک (هلندی )انجام گرفته را بپوشاند

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE