Google+
13496

خانواده لیاژی - قسمت ۶

با وجود درخواست مکرر (اما) ،(جیان پدرو )از اختصاص بودجه بیشتر برای بنیاد، سر باز میزند .یک شب که کسیدر مجموعه نگهبانی نمیداد، به مجتمع حمله میشود و دختر نوجوانی به اسم (دورا )که قبلا فاحشه بوده و در آنجا زندگی میکند، توسط دلال او در فاحشه خانه (بالکان) دزدیده میشود . 
فاصله (اما )و (آگوستینو)، بدون اینکه (آگوستینو )از مشکلات (اما )اطلاعی داشته باشد، بیشتر و بیشتر میشود، تا  او با (دنیس )عشق بازی میکند( .دنیس )دوست صمیمی (اما )است که از ،) اینکه در شب ربوده شدن (دورا (ماریوس )یکی از بچه هایی است که بخاطر حادثه (چرنوبیل )به این بنیاد ، همسرش یعنی (ماریوس)، ناراضی است ،) آورده شد و خانواده (لیاجی )هم او را مانند پسر خود دانسته و امکان درس خواندن برایش فراهم کردند( .اما (ماریوس )را مانند برادر خود میداند و (ماریوس )حالا به دست راست (جیان پدرو )تبدیل شده است
 حال (میکول )بد میشود و نزد پزشک معالج خود، یعنی (دکتر زامپی )برده میشود( .آگوستینو) زمانی به ،همان شب بیمارستان میرسد، که اوضاع رو به راه شده. او که احساس گناه میکند، از (اما )میخواهد که به خانه و نزد او برگردد
سالیان طولانی، (جیان پدرو)، رابطه خود با (ناتالیا )که پرستار (اما )بود را پنهان میکرد( .ناتالیا )از (جیان پدرو ) پسری به اسم (یاکوب )داشت و (جیان پدرو )تا بزرگ شدن وی اصلا او را به رسمیت نمیشناخت. حالا که (ناتالیا )از وخامت بیماری (جیان پدرو )با خبر میشود، نگران آینده خود و (یاکوب )است( .ماریوس )نیز نگران است، چرا که با بازگشت (اما)، جایگاه او در هولدینگ (لیاجی)، زیر سوال رفته است.

شبکه تلویزیونی مرجان. کلیه حقوق محفوظ می باشد © Website Development by AVAMAE